
می توان به جرأت اظهار کرد که دیگر همانند گذشته، توانایی ساخت هواپیماهای جنگنده تنها تحت سلطه کشور به خصوصی مانند ایالات متحده نیست و کشورهای دیگر نیز امروزه همگام با صنعت روز هوانوردی، با جدیت مشغول به طراحی و تولید هواپیماهای جنگنده بومی هستند. اما در این میان، دو کشور اروپایی، یعنی فرانسه و انگلیس و البته تا حدودی نیز آلمان، گوی سبقت را از دیگران ربوده و به سرعت در حال تولید جنگنده هایی هستند که به خوبی از پس حریفان آمریکایی خود بر آمده و آنان را از میدان نبرد، به در می کنند. کشور فرانسه، با سابقه زیاد در طراحی و ساخت هواپیماهای مسافربری و نظامی، هم اکنون در حال طراحی مدل های جدیدی از هواپیماهای جنگنده می باشد که شاخص ترین آن ها، جنگنده رافال Rafale با کد M09 است در ذیل به بررسی این هواپیمای مدرن می پردازیم.

این جنگنده، که در حقیقت همان ادامه دهنده راه اسلاف خود یعنی جنگنده های مشهور میراژ، جگوار، سوپر اتاندارد و ... است، به منظور جایگزینی جنگنده های قدیمی توسط نیروی هوایی فرانسه سفارش داده شد. این جنگنده، که می توان تا حدودی آن را جنگنده ای جوان و جدید نامید، در سال 2001 و در عملیات جنگ افغانستان عملکرد و برتری آشکار خود را بر شناخته شده ترین هواپیماهای ناونشین، یعنی F-18 Hornet و F-14 Tomcat به جهانیان ثابت نمود. رافال هواپیمایی دو موتوره با قابلیت حمل بازه گسترده ای از تسلیحات هوا به هوا و هوا به زمین می باشد که در عین حال، هواپیمایی بی نهایت تغییر پذیر است و به سرعت می تواند نقش خود را از برتری هوایی به شناسایی، حملات دریایی و یا زمینی تغییر دهد. در کاکپیت این جنگنده، از سیستم های اویونیک یا سیستم های الکترونیکی بسیار پیشرفته ای بهره برداری شده است؛ مانند سیستم HUD هولوگرافیک با زاویه دید بالا ساخت شرکت تالس اویونیک که اطلاعات ماموریت را به وفور در جلوی دید خلبان حاضر می نماید، دوربین های CCD و همچنین صفحه نمایش های لمسی در طرفین خلبان که اطلاعات تاکتیکی موقعیت حاضر را ارائه کرده و به او امکان تصمیم گیری به موقع را می دهد. در مورد تسلیحات این جنگنده باید اظهار نمود که این هواپیما قادر به حمل بیش از 9 هزارکیلوگرم جنگ افزار هوا به هوا یا هوا به زمین از انواع مختلفی چون موشک های میکا، ماژیک، سایدوایندر، آپاچی، اگزوست، ماوریک، هارپون و بمب های هدایت لیزری GBU-12 بسته به نوع ماموریت می باشد. چنانکه پیش بینی نیز می شود، قرار بر این است که این جنگنده مدرن از سال 2006، به بمب های فوق دقیق هدایت لیزری یا GPS ماهواره ای ساژم AASM نیز برای منهدم ساختن هدف های دشوار زمینی مجهز گردد. این جنگنده، همچنین از دو توپ مسلسل با قدرت آتش 2500 گلوله در دقیقه ساخت GIAT نیز برای نبرد های هوایی نزدیک بهره می جوید. این جنگنده از نظر جنگ الکترونیک نیز برتری خود را حفظ کرده است؛ چه، با در اختیار داشتن سیستم های هشدار تهاجم، گیرنده و آشکار ساز لیزری و سیستم های مغشوش کننده رادار دشمن از توانایی قابل قبولی برخوردار است. با مجهز شدن این هواپیما به سیستم راداری RBE2، این جنگنده از قابلیت هایی چون نگاه به پایین و شلیک به پایین نیز بهره مند شده قابلیت ردیابی همزمان 8 هدف و شناسایی تهدیدات هوایی به نحو احسن را نیز داراست. طول بالهای دلتا شکل این جنگنده حدود 11 متر و طول خود هواپیما در حدود 10 متر می باشد و در عین حال، از مساحت بالی به میزان 45 متر مربع بهره می برد.

این جنگنده مدرن از دو موتور M88-2 ساخت سنکما، برای فراهم آوردن نیروی پیشران خود استفاده می نماید که البته هریک نیروی کشش استاتیکی معدل 75 کیلونیوتن را با پس سوز فراهم می آورند که در اصل ورودی های این موتورها، در زیر سکان افقی هواپیما واقع شده است! البته، تعجب نکنید. واقع شدن ورودی هوا زیر سکان افقی، به این دلیل است که این هواپیما از نوع کانارد می باشد، یعنی سکان افقی آن که غلتش حول محور عرضی را کنترل می کند، به صورت دو بالچه در جلو واقع شده است و در عوض، در قسمت انتهای هواپیما هیچ گونه سطح کنترلی مشاهده نشده و بال ها تا انتهای خروجی های موتور امتداد یافته اند. موتورهای قدرتمند این جنگنده، رسیدن آن را به سرعتی معادل 8/1 ماخ و داشتن سقف پروازی برابر با 55 هزارپا را امکان پذیر ساخته اند که توانایی هایی بهینه برای جنگنده ای در این کلاس محسوب می شود. ناگفته نماند که این جنگنده در انواع گوناگونی برای ماموریت های متفاوت عرضه می گردد. این مدل ها عبارتنداز: مدل B این جنگنده در اصل برای استفاده نیروی هوایی طراحی گشته و هواپیمایی دو نفره شامل سرخلبان و افسر تسلیحات نظامی می باشد. مدل C نیز مانند مدل قبل برای نیروی هوایی تولید شده و در چندی از موارد بهبودیافتگی هایی نیز نسبت به مدل قبلی مشاهده می شود. مدل M نیز جنگنده ای تک نفره و مدل ناونشین رافال محسوب می شود که به منظور انجام ماموریت های حفاظتی از ناوهای هواپیمابر تولید گشته است. قابل توجه است که باز هم کارخانه سازنده این جنگنده، یعنی شرکت داسالت، سنت شکنی نکرده و هواپیمای رافال را نیز هواپیمایی با بال های دلتا شکل طراحی نموده است، یعنی همان سنتی که در هواپیماهای پیشین فرانسوی مانند میراژ 4000 رعایت شده است. جنگنده رافال اولین هواپیمای نظامی جهان است که به منظور انجام ماموریت های هوا به هوا و هوا به زمین به طور همزمان، طراحی شده است. به علاوه، توانایی این هواپیما برای انجام عملیات در حالت های ماورای دید بصری (BVR) و ارتفاع بسیار پایین نسبت به سطح زمین، امکانات گسترده ای را به آن، برای جنگنده ای چند ماموریته بودن و قابلیت بقای فراوان در مقابل دشمن را داده است، و به هرسخن، این هواپیما، قادر است که نیاز نه تنها نیروی هوایی فرانسه، بلکه کشورهای زیادی در جهان را که بعد ها از سفارش دهندگان این هواپیما خواهند بود، به سهولت و با شایستگی هر چه تمام تر مرتفع نماید.
۲- هواپیمای جنگنده سوئدی گریپن Jas-39

هواپیمای سوئدی گریپن با کد JAS-39، اولین جنگنده نسل جدید چند ماموریته با قابلیت تغییر پذیری بالا است که وارد خدمت شده است. این هواپیما، جنگنده ایست که برای مقابله با تهدید های هواپیماهای غرب دور، یعنی آمریکا که به سرعت در حال تولید جنگنده های پیشرفته و تجهیز ناوگان هوایی خود است، طراحی شده و از توانایی های بسیاری برخوردار می باشد.
خصوصیت بیشتر جنگنده های اروپایی این است که بیشتر جنگنده هایی سبک نسبت به همتایان آمریکایی خود و همچنین چابک و با قابلیت مانور بالا می باشند و دارای شعاع عملیاتی محدودتری نسبت به آنان می باشند. سیستم های دیجیتالی و کامپیوتری که امروزه در همه هواپیماها به وفور یافت می شود، در این هواپیما به مفهوم وسیع تری استفاده شده است. سیستم دیجیتالی مجتمع کلی این هواپیما، بیشترین سازگاری و توانایی مقابله با دشمن را برای این جنگنده فراهم می نماید. خلبان چنین هواپیمایی، می تواند به راحتی اطلاعات تاکتیکی ماموریت خود را با هواپیماهای دوست به اشتراک بگذارد، بدون اینکه با به کارگیری این امواج توسط دشمن شناسایی شود. مدل دو خدمه ای این هواپیما نیز برای انجام ماموریت های پیچیده تر که احتیاج به دقت عمل و تنظیم های فراوان دارد، موجود و در حال عرضه است. این هواپیما، همانطور که در ابتدا بیان شد، جنگنده ای جوان و از نسل جدید می باشد که در سال 1997 به خدمت نیروی هوایی سوئد در آمد. تاکنون کشورهایی مانند جمهوری چک، آفریقای جنوبی و مجارستان سفارش هایی را برای خرید این هواپیما و در نتیجه تقویت ناوگان هوایی خود داده اند که این هواپیما ها یا در حال تحویل یا در آینده تحویل خواهند شد.

این هواپیما در ماموریت های هوا به هوا قابلیت حمل موشک های معمول مانند سایدوایندر و آمرام را داشته و در عین حال، می تواند با بمب ها و موشک های هوا به زمینی مانند BK-90 و موشک های ضد تشعشع برای ماموریت های هوا به زمین تجهیز شود. این جنگنده نیز طبق معمول همیشگی هواپیماهای جنگنده اروپایی از بال های دلتا شکل یا مثلثی که همه شما با آن آشنا هستید بهره مند بوده و سکان افقی انتهای هواپیما به جلو منتقل شده و از آن یک جنگنده کانارد ساخته است. ظاهراً در حال حاضر این هواپیما در صدد اخذ گواهینامه ی فرود با ادوات پروازی در شرایط پرواز کور و آب و هوای بد و همچنین تجهیز به وسیله سیستم تشخیص دوست از دشمن IFF و ارائه مدل هایی نیز که نشان دهنده های آن ها از سیستم متریک مانند ارتفاع به متر و سرعت به کیلومتر در ساعت استفاده نکرده و از سیستم انگلیسی فوت و نات و ... بهره جوید، می باشد. این هواپیما قرار است که در آینده ای نزدیک به موتور های EJ200 (به کار رفته در جنگنده یوروفایتر تایفون) و GE-F414 (به کار رفته در هواپیمای اف-18 سوپر هورنت) مجهز شود. این هواپیما، برای برخاستن از زمین، تنها به 800 متر باند نیاز دارد که این مقدار، طول بسیار بهینه ای برای تیک آف یک جنگنده است. همچنین، در هنگام نشست، کانارد ها یا بالچه های جلو این هواپیما، به چرخیدن به سمت جلو، دماغه هواپیما و در نتیجه چرخ جلو را به پایین فشار داده و کارائی ترمز هواپیما را بالا می برند.
قدرت ترمز های این هواپیما به حدی موثر عمل می نماید که بدون داشتن سیستم معکوس کننده کشش موتور، می تواند در مسافتی که هواپیمای ویگن که دارای این سیستم است از حرکت باز می ایستد، متوقف شود. این جنگنده، هواپیمایی با وزن حدود 6تن هواپیمایی بسیار سبک به شمار آمده و قادر است که در تمامی ارتفاعات با سرعت مافوق صوت پرواز کند، و در ضمن، طول آن نیز از 15 متر تجاوز نمی کند. شاید نام این هواپیما تا حدودی برای شما عجیب باشد، نام «گریپن» در حقیقت همان موجود افسانه ای است که نصف تنه آن بدن شیر و نصف دیگر تنش بدن عقاب می باشد که موضوعی معمولی در مورد نام گذاری هواپیماهاست، چون بسیاری از شرکت های سازنده اغراق بسیاری در لقب دهی هواپیماهای ساخت خودشان انجام می دهند.
لطفا جهت مشاهده سايت به آدرس زير مراجعه نمائيدwww.spadana110.blogfa.com/
چرا با اينكه يهود دشمن سرسخت عيسي
(ع) و مسيحيت بود بزرگترين نقش را در گسترش مسيحيت ايفا نمود؟
پاسخ
:پاسخ اين پرسش بهتر است در سه بخش بررسي شود
.1. نقش يهود در نشر مسيحيت در آغاز پيدايش.
2. نقش يهود در نشر مسيحيت در قرون 3 و 4 ميلادي.
3. نقش يهود در نشر مسيحيت در عصر حاضر.
ناگفته نماند كه علت اين تقسيم بندي، عوامل موثر در ايفاي نقش يهود است چرا كه در هر كدام از اين دوره ها عامل تحريك يهوديان براي نقش آفريني متفاوت است.

بخش اول: نقش يهود در نشر مسيحيت در آغاز پيدايش: براي تبيين اين بخش بايد صفحات تاريخ را ورق زد و به اوايل قرن اول ميلادي بازگشت و اوضاع و احوال تاريخي آن زمان را خوب بررسي كرد تا علل موثر بودن يهوديان در گسترش مسيحيت را دريافت. فلذا با مطالعه كتب تاريخي مي توان عواملي چند به دست آورد كه در ذيل به برخي از آنها اشاره مي شود.
1. نسب حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ : يكي از دلايلي را كه مي توان سبب كمك كردن يهوديت به نشر مسيحيت دانست اصل و نسب خود حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ مي باشد. بدين توضيح كه آن حضرت در خانواده اي از بني اسرائيل متولد شد و نسب او همچون حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ به حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ و حضرت يعقوب ـ عليه السّلام ـ برمي گشت. اين عامل از اين جهت موثر بود كه، بارزترين ويژگي اخلاقي يهود، خود برتر بيني و نژاد پرستي آنها مي باشد فلذا چون حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ را از قوم خود و به نوعي افتخار براي بني اسرائيل برمي شمردند سعي در انتشار دين مسيح و لو به سبك يهودي داشتند؟!
۲. سيره حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ : دومين عامل مهم تاكيد و تكرار حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ بر اين مطلب بود كه او براي نسخ دين موسي ـ عليه السّلام ـ نيامده بود. علاوه بر اينكه در دوران حيات زميني اش هم بر حفظ شريعت يهود مواظبت مي كرد. فلذا يهوديان، به خاطر اين نحوه رفتار حضرت مسيح ـ عليه السّلام ـ احساس نمي كردند كه او ديني جديد و مستقل آورده باشد.
۳. نسب حواريون: بعد از حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ اين حواريون بودند كه بيشترين نقش را در گسترش فرهنگ، پيام و آيين مسيح ايفا مي كردند. و چون اغلب حواريون آن حضرت را افرادي تشكيل مي دادند كه از يهوديان مسيح گرا بودند مثل شمعون و يهوداي اسخريوطي، يهوديان به مخالفت آنچنانه اي بر آنها برنمي خواستند. خصوصاً پولس يهودي مسلك كه در اساس و بنياد گذاري مسيحيت انحرافي نقش عمده را داشته است.
4. سيره حواريون: حواريون نيز همچون حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ هم در گفتار و هم در عمل تاكيد بر عدم نسخ دين موسي ـ عليه السّلام ـ داشتند بدين صورت كه تمام رسوم و آداب شريعت يهود را رعايت مي كردند و همه روزه مرتباً به معبر مي رفتند و آيين يهود را مانند ديگر يهوديان احترام مي نهادند و خود را كاملاً يك فرقه يهودي معرفي مي كردند.
5. كنيسه ها و محله هاي يهودان: كاميابي و پيشرفت مسيحيت در قرن اول، در مراكز تجاري و قلمرو روميان بيشتر از آن سبب بود كه در همه آن بلاد كنيسه هاي يهودي يا لااقل محله يهودان وجود داشت و هر جا كه دين موسي ـ عليه السّلام ـ رفته بود پيام مسيح نيز به دنبال آن مي رفت. اين عوامل همه تا زماني دخيل بودند كه يهوديان محافظه كار متعصب، مسيحيت را كافر نمي دانست و به طور قطع آن را طرد نكرده بود.

بخش دوم: نقش يهود در نشر مسيحيت در قرون 3 و 4 ميلادي: همانطور كه قبلاً نيز گفته شد حمايت يهود تا زماني بود كه يهوديان متعصب، مسيحيان را كافر نمي دانستند اما بعد از آنكه آنها را كافر دانستند، نقش يهود در گسترش مسيحيت كم رنگ شد تا زماني كه امپراطوري روم به كيش نصاري گرويد، در اين زمان يهوديان كه به شدت تحت فشار حكومت روم بودند براي كم كردن فشار حكومت از خود در سايه جلب رضايتش، كما بيش به گسترش مسيحيت همت گماشتند.
بخش سوم: نقش يهود در نشر مسيحيت در عصر حاضر: در عصر حاضر نيز يهوديان در گسترش و توسعه مسيحيت تاثير به سزايي دارند چرا كه اولاً : تعليمات ديني در جوامع مسيحي بخصوص غرب جدي نيست و تنها دلخوشي گنگي است كه مردم را از ننگ بي ديني برهاند. ثانياً: بيشتر مبلغان مسيحي در خدمت دول غربي هستند و در جهت گسترش سلطه غرب بر جهان به ويژه جهان اسلام به نشر و گسترش مسيحيت مي پردازند. و از طرفي پر واضح است كه دول غربي در خدمت يهود مخصوصاً صهيونيست مي باشند فلذا تقويت مبلغان مسيحي تقويت دول غربي در نتيجه تقويت يهود مي باشد. ثالثاً: حكومت هاي غربي، عواملي دست نشانده هستند كه در جهت حفاظت از منافع صهيونيستها گام بر مي دارند. فلذا گسترش مسيحيت عامل مهمي براي محكم شدن پايه هاي صهيونيست و حفاظت از منافع او است به همين خاطر در گسترش مسيحيت در جهان كوتاهي نمي كند. بهترين شاهد حمايتهاي بي دريغ جهان غرب مخصوصاً دولت آمريكا از دولت غاصب اسرائيل است.

در حال حاضر نیروهای مسلحی در جهان حرفی برای گفتن دارند که به پیشرفته ترین موشکها مسلح باشند. لازم نیست که کارشناس نظامی و یا تسلیحاتی باشید تا بتوانید تاثیر موشکها را بر چهره میدانهای جنگ امروزی ببینید.
زمانی نبرد ناوها دارای 9-12 قبضه توپ کالیبر 400 تا 550 میلیمتری بودند و بر دریا ها سلطنت می کردند. توپهای عظیم این نبرد ناوها دارای برد بیش از 30 کیلومتر بودند. امروزه، یک فروند ناوچه کوچک با یک موشک ضدکشتی هارپون با برد 120 کیلومتر به مراتب از نظر برد، دقت و زمان واکنش موثرتر از یک فروند نبرد ناو است.می توان گفت یک ناوچه موشک انداز می تواند نبرد ناوی همچون نبرد ناوی همچون نبرد ناو میسوری را با 9 قبضه توپ 406 میلیمتری به راحتی غرق کند زیرا دارای تسلیحات دقیقتر و دوربردتری است.البته به یاد داشته باشید که دیگر در هیچ نقطه ی جهان نبرد ناوها به صورت عملیاتی خدمت نمی کنند و جملگی از سرویس خارج شده اند.
زمانی جنگنده هایی چون هلکت و موستانگ با مسلسلهای 12.7 میلیمتری خود باید تا 300 متری به جنگنده دشمت از پشت نزدیک می شدند تا بتوانند آن را با گلوله های مسلسل خود سرنگون کنند.امروزه، خلبان F15 آمریکایی و سوخوی 27 روسی با موشکهای خود از فواصل بالای 30 کیلومتر جنگنده دشمن را سرنگون می کنند و نیازی به خطر کردن و جنگ هوایی نزدیک نمی بینند.
امروزه، نیازی به توپهای ضدزره سنگین و بدقواره جنگ دوم جهانی نیست و یک فروند موشک اریکس می تواند یک سرباز پیاده را تبدیل به دشمنی مخوف برای تانکهای دشمن کند.
صد سال پیش برای دسترسی به پایتخت و شهرهای مهم دشمن یکی از دو طرف نبرد باید آنقدر دشمن را به عقب می راند تا به شهرهای مهم او دست پیدا کند.امروزه، موشکهای بالستیک و کروز می توانند دورترین دشمن را مورد هدف قرار دهند. هواپیماها، ناوها، بالگردها، سربازان پیاده و شبکه پدافند هوایی بدون موشکها هیچ نیستند. در نبردهای آینده آنکه موشک بیشتر و کارآمد تری داشته باشد توان بهتری در تهاجم و دفاع دارد. در این مجال اندک به انواع مختلف سیستمهای هدایت نصب شده بر روی موشکها می پردازیم. باشد که عزیزان خواننده با سلاح هایی که چهره میدانهای جنگ را تغییر دادند بیشتر و بهتر آشنا شوند.
برای آشنائی با انواع سیستمهای هدایت موشک ادامه مطلب را مشاهده نمائید
دوستان گرامی: در بعضی از نظرات درخواستهائی مبنی بر مطالبی مربوط به قدرت نظامی ارتش ایران عنوان گردیده بود که به علت محرمانه بودن مطالب این امر میسر نبود به همین خاطر بر آن شدیم تا مقاله ذیل را برای شما عزیزان در سایت قرار دهیم .
امیدواریم مقبول واقع شود
(ارتش مقتدر پيام آور صلح و امنيت پايدار)
حضرت على(عليه السلام )
در اين مقاله از مطالب طبقه بندى شده استفاده نشده و بيشتر با اتكا به تحليل داخلى و خارجى و سياست هاى نظامى نگاشته شده است.
فضاى جهان در قرن ۲۱ حتى بيش تر از سال هاى ميانى قرن بيستم، براساس منطق زور و توان رزمى كشورها شكل گرفته است. در چنين شرايطى متأسفانه تنها قدرت تدافعى و تهاجمى يك كشور است كه مى تواند مانع طمع ورزى دشمنان به خاك آن شود. ايران نيز از اين قاعده مستثنى نيست. كشورى با موقعيت ويژه سياسى، جغرافيايى و اقتصادى چون ايران، اكنون بيش از هر زمان ديگرى مورد توجه قدرت هاى بزرگ جهان بويژه آمريكا قرار گرفته است و به ناچار تنها راه منصرف كردن دشمن از تهاجم افزايش قدرت دفاعى در كنار ديپلماسى فعال است. مقاله اى كه در ادامه مى خوانيد به مناسبت هفته دفاع مقدس و پيرامون قدرت ارتش ايران نوشته شده و هدف آن نيز شناساندن بخشى از توان دفاعى كشور به خوانندگان عزيز است.
* بزرگ ترين واحد نظامى منطقه
ارتش ايران يكى از ۳ بازوى اصلى دفاعى كشور است كه بايد در كنار بسيج و سپاه پاسداران از يك ميليون و ۶۴۸ هزار كيلومتر مربع خاك پهناور ايران، آن هم در منطقه اى كه از ۳ هزار سال قبل به اين سو هرگز روى آرامش به خود نديده، دفاع كند. مقام هاى نظامى اعتقاد دارند ارتش ايران با در اختيار داشتن بزرگترين نيروى زمينى غرب آسيا، بزرگ ترين واحد هاى زرهى، قوى ترين توان توپخانه و پر تعداد ترين واحدهاى موتوريزه از نظر تعداد، توان اول رزمى خاورميانه را در اختيار دارد و اين سخن آنگاه ارزش پيدا مى كند كه دريابيم ايران اين ارتش عظيم را در كنار بسيج و سپاه تنها با بودجه نظامى بسيار كمى، معادل يك سوم عربستان سعودى و نصف رژيم صهيونيستى سرپا نگه داشته است. (رئيس ستاد كل نيروهاى مسلح ايران سال گذشته هزينه سرانه دفاعى ايران را ۱۰۶ دلار اعلام كرد حال آن كه اين رقم براى تركيه ۱۵۴ دلار، سوريه ۲۸۰ دلار، عربستان حدود يك هزار دلار و عمان ۷۲۶ دلار بوده است. ارتش ايران در حال حاضر از همه ويژگى هاى يك نيروى فرامنطقه اى برخوردار است و به گفته همه ناظران، در حال حاضر به مراتب قوى تر از سال ۱۳۵۷ (سال خروج مستشاران خارجى و وقوع انقلاب اسلامى) و يا پايان جنگ در ۱۳۶۷ است.
وجود دو رشته كوه عظيم زاگرس از شمال غربى به جنوب و البرز از شمال غرب تا شمال شرق ايران در كنار وجود كوير هاى عظيم شرقى، تپه هاى فراوان و نهرها و رودخانه هاى طويل، جغرافياى نظامى ايران را به گونه اى طراحى كرده كه نيروى زمينى ايران با قدرت دفاعى خود در كنار واحدهاى ضربتى هوايى و بالگردها قادرند انديشه تهاجم را از فكر حريف بدر كنند، به گونه اى كه جغرافياى ايران در برابر كشورهايى نظير عراق براى يك مهاجم خارجى به مانند جاده اى سنگلاخ در برابر اتوبانى وسيع است.
ايرانيان از هزاران سال قبل به اين سو، همواره هنر جنگيدن را به نحوى نشان داده اند بطورى كه در بطن خود شواهدى چون ۷۰۰ سال شكست روميان و ۵۰۰ سال شكست عثمانى ها، نشان داد كه ارتش ايران ، همه نيروهاى مهاجم از سمت غرب و شمال غرب را بسادگى متوقف كرده كه آخرين آن نيز تهاجم نافرجام ارتش عراق در سال هاى ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ بوده است.
* نيروى زمينى ارتش ايران

ستون فقرات ارتش ايران را در سال هاى اخير، همواره نيروى زمينى تشكيل داده كه اين نيرو به عنوان واحدى حرفه اى در كنار سپاه و بسيج از سال ۱۳۵۹ تاكنون حلقه دفاعى ايران را تكميل كرده است. نبايد از ياد برد كه جنگ پديده اى چندوجهى است و همان طور كه در جنگ به كشتى، هواپيما، موشك و تسليحات ديگر نياز است، وجود مردانى را مى طلبد كه پاى ثابت جنگ باشند؛ كسانى كه حتى اگر جنگ سال ها به طول بينجامد زندگى ديگرى را براى خود در سنگرها تعريف كنند اتفاقى كه در سال هاى جنگ رخ داد و مردان نيروى زمينى در بعضى موارد سوابقى بالاى ۸ ماه حضوردر جبهه را تجربه كردند.
نيروى زمينى ارتش جمهورى اسلامى ايران به طور قطع امروز به مراتب آماده تر از مهرماه سال ۵۹ است، زمانى كه تنها با ۲ لشكر در غرب و جنوب در برابر ۱۲ لشكر عراق دفاع كرد. نيروى زمينى ايران در حال حاضر با بهره گيرى از ده ها لشكر باسابقه از قوى ترين واحدهاى كماندويى و نيروى مخصوص بهره مند است كه بعضى از اين واحدها حداقل ۴ دهه داراى تجربه هستند. ارتش ايران همچنين در كنار تانك هاى قدرتمند و بازسازى شده چيفتن از تانك هاى پيشرفته (كه توسط صنايع داخلى ساخته شده) بهره مى برد. اگرچه تعداد تانك هاى ايران اعلام نشده اما رسانه هاى خارجى و نشريات تخصصى، ارقام آن را ۳ تا ۵ هزار دستگاه تخمين زده اند كه اين ارقام از قطعيت برخوردار نيست؛ چرا كه ايران با توجه به اين كه تانك هاى مورد نياز خود را به طور مستقيم مى سازد به طور طبيعى آمار آن محرمانه مى ماند. البته شكى نيست كه تانك هاى ايرانى بيشتر از هر قدرت منطقه اى غرب آسيا حتى اسرائيل و تركيه است. ويژگى تانك هاى ايرانى در نوسازى گسترده آنها از بعد از جنگ ۸ ساله به اين سو است چرا كه بيشتر ارتش هاى جهان از كهنگى نيروهاى زرهى خود در رنج هستند.
ارزش ديگر نيروى زمينى ايران، در قدرت بالاى جابه جايى آن است.در مانورهاى ولايت، ذوالفقار و نظاير آن نيز ناظران داخلى و خارجى شاهد جابه جايى سريع صدها هزار سرباز و هزاران تانك و نفربر از مسافت هاى دور بودند.
* هوانيروز

شرايط خاص جغرافيايى ايران، وجود يك هوانيروز قوى را الزامى كرده است. توان بالگرد ايران از دهه ۴۰ به اين سو قدرت گرفت و در سال ۱۳۵۷ ايران از تعداد زيادى هلى كوپتر قدرتمند كبرا، ۲۱۲ ، ۲۱۴ ، ۲۰۶ و ۲۰۵ برخوردار بود.
اين نيرو در هفته هاى نخست جنگ و در زمانى كه هنوز بسيج، سپاه و نيروى زمينى ارتش قدرت سازماندهى بالايى نداشتند موفق شد با بهره گيرى از پرنده هاى خود و البته شهادت بسيارى از پرسنل، قدرت زرهى عراق را بشدت ضربه زند و سرعت آن را كم كند.
هوانيروز ايران اكنون به مدد قدرت فنى صنايع دفاعى و كارشناسان خود موفق به بازسازى خود و حتى ساخت هلى كوپترهاى جديد شده و از طريق مهندسى معكوس، بسيارى از موشك ها و راكت هاى موردنياز هلى كوپترهاى خود را تأمين كرده است. در مصاحبه اى كه نگارنده ۳سال قبل با فرمانده هوانيروز داشته است. وى تأكيد داشت كه اكنون توان هوانيروز ايران چه از نظر كمى و چه از نظر كيفى كمتر از سال ۵۷ نيست.
* نيروى هوايى ايران


اگرچه بسيارى از كارشناسان خارجى و حتى ناظران داخلى، گمان مى كنند كناره گيرى آمريكا و اروپا ازكمك به نيروى هوايى ايران از سال ۱۳۵۷ از يكسو و نابودى ۷۰ درصد هواپيماهاى ايران در جنگ تحميلى ميان سال هاى ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷موجب شده تا توان هوايى ايران بشدت كاهش يابد، اما واقعيت چيز ديگرى است. ايران بين سال هاى ۶۷ تاكنون هرگز نيروى هوايى خود را فراموش نكرد چرا كه بياد داشت كه اين نيروى هوايى بود كه در سال هاى جنگ در كنار از بين بردن نيروى هوايى عراق (نيروى هوايى عراق در سال هاى جنگ حداقل ۳ بار بازسازى كامل شد) مانع ضدحمله هاى خونين واحدهاى زرهى عراق شد و تا روزى كه خلبانان ايرانى پرنده اى براى پريدن داشتند فضا را براى مهاجمان ناامن كردند.
امروز نيروى هوايى ارتش در كنار نيروى هوايى سپاه قدرت ضربتى قابل توجهى را تشكيل داده است. كارشناسان زيادى در خارج از كشور در سال هاى اخير بر روى توان نيروى هوايى ايران كار مطالعاتى انجام داده اند و در مقالاتى حتى آن را خطر اصلى در برابر نيروى دريايى آمريكا در منطقه دانسته اند.
آنها با انتقاد از دولت آمريكا كه چندى قبل اف-۱۴هاى نيرويى دريايى خود را كنار گذاشت تا لاكهيد بتواند صدها فروند اف-۱۸ جديد خود را به اين نيرو قالب كند، متذكر شدند كه ايران تنها كشور جهان است كه هنوز اف-۱۴ دارد و قادر است خطرى بسيار جدى براى نيروهاى دريايى خارجى محسوب شود. بعضى از منتقدان حتى پا را فراتر گذاشته و كنار گذاشتن اف-۱۴ به وسيله نيروى دريايى را خيانت و حركتى براى گرفتن پورسانت اف-۱۸ ها دانستند. به اعتقاد آنها ايران در سال هاى اخير از تعدادى اف-۱۴ باقيمانده از جنگ خود استفاده كرده و با كمك روس ها قوى ترين نيروى رهگير منطقه را ايجاد كرده، كه مى تواند از فاصله ۲۴۰ كيلومترى همه جنگنده هاى آمريكايى نظير اف-،۱۶ اف-۱۸ و اف-۱۵ را رهگيرى كند و زمانى كه آنها حتى اين پرنده هاى قدرتمند را نمى توانند مشاهده كنند (اف-۱۸ از فاصله ۹۰ كيلومترى قادر به رهگيرى هدف است) جنگنده هاى آمريكايى را ساقط كنند و در پناه اين هواپيماها بمب افكن ها، قايق هاى تهاجمى و ديگر نيروهاى ايران ناوهاى آمريكايى را از بين ببرند. بنظر مى رسد منتقدان اغراق نيز نمى كنند چرا كه ايران در شرايطى كه كارشناسان آمريكايى از سال ۱۳۵۷ ايران را ترك كردند توانست به تنهايى از اف-۱۴ ها استفاده كرده و حداقل ۸۰ تا ۱۰۰ هواپيماى عراقى را با موشك هاى فونيكس منهدم كند. ايران هم اكنون توانسته موشك هاى فونيكس و اسپارو را با روش مهندسى معكوس بسازد.
در حال حاضر نيروى هوايى ايران مطابق برآورد غربى ها ازتعداد قابل توجهى نيرو و هواپيما بهره مى برد كه عمده آنها در اختيار نيروى هوايى ارتش است. (ارقام صحيح تنها بايد به وسيله مقام هاى رسمى اعلام شود) واحد اطلاعات ارتش اسرائيل و منابع غربى مدعى هستند ايران از ميراژاف-،۱ ميگ،۲۳ سوخو،۲۴ توپولوف۲۲ نيز بهره مند است. البته نيروى هوايى ارتش در سال هاى اخير با بازسازى هواپيماهاى اف-،۴ اف-۵ و اف-۱۴ در كنار خريد ميگ ۲۹ و سوخوى،۲۴ قدرت خود را بسيار افزايش داده و قادر است با استفاده از بيش از ۱۰ پايگاه شكارى از سراسر خاك ايران به خوبى حراست كند.
قدرت نيروى هوايى ايران به اندازه اى در سال هاى اخير افزايش يافته كه چندى پيش ۲ نويسنده غربى به نام هاى دولين و كوپر در مقاله اى مفصل و جامع نسبت به ناديده گرفتن اين نيرو به وسيله نظاميان آمريكايى هشدار دادند.
اما آنچه كه نبايد از ياد برد، ارزش مردان وخلبانان نيروى هوايى ارتش است. كسانى كه با دست خالى و با بودجه هايى به مراتب كمتر از سال هاى حكومت شاه اين نيرو را سر پا نگاه داشته اند. نبايد فراموش كرد كه در رژيم سابق، سالانه ميلياردها دلار پول تنها صرف نيروى هوايى مى شد و شاه ۲/۵ميليارددلار در سال۱۹۷۳ براى خريد ۸۰ فروند اف-۱۴ داد ودر آن سال هر فروند موشك فونيكس ۲ميليون دلار قيمت داشت. (ارزش دلار آمريكا امروز حداقل يك سوم اوايل دهه۷۰ ميلادى است) 
* نيروى دريايى ايران

هنوز در درياى شمال، درياى عمان و خليج فارس بزرگ ترين شناورهاى نظامى در اختيار ارتش جمهورى اسلامى ايران است. بعضى از اين ناوها بسيار بزرگ و مجهز بوده و قادر است برترى ايران را در درياهاى مذكور به اثبات برساند.
نيروى دريايى ارتش در حال حاضر در كنار نيروى دريايى سپاه يك قدرت دفاعى- تهاجمى مشترك و پرقدرت را تشكيل مى دهند كه با بهره گيرى رزمناوها و ناوشكن هاى سنگين و ناوچه ها و قايق هاى تندرو قادر به انجام مأموريت هاى متعدد هستند.
ايران با برخوردارى از زيردريايى هاى بزرگ طارق و زيردريايى هاى كوچك تر قدير و نهنگ اين توان را داردكه شناورهاى بزرگ سطحى دشمن را از زير آب مورد هدف قرار دهد و كارى كند كه ناوهاى چندده هزار تنى قدرت هاى مهاجم غربى نتوانند از توپهاى عظيم خود و يا هواپيماهاى جنگى خود بهره ببرند.
زيردريايى طارق در اين ميان قدرتى ويژه دارد. اين زيردريايى با توان حمل ۱۸ اژدر مى تواند قدرت تخريب يك ناوگان مهاجم را داشته باشد.
نيروى دريايى ايران امروز قادر است با كمك صنايع دفاعى خود، تعداد زيردريايى هاى خود را بشدت افزايش دهد و آن را براساس نيازهاى دفاعى خود شكل دهد. نيروى دريايى ايران همچنين از ده ها شناور رزمى قدرتمند ديگر بهره مى برد.
ايران مدت ها قبل در دكترين دريايى خود پيش بينى كرده بود كه بتواند به وسيله نيروى دريايى خود يك لشكر كامل را جابه جا كند و اين مسأله زمانى اهميت مى يابد كه دريابيم همواره دشمنان كشور قصد تعرض به جزاير ايرانى خليج فارس را داشته اند.
نيروى دريايى ايران همچنين از واحدهاى ورزيده تكاور دريايى برخوردار است كه با استفاده از هاور كرافت ها (كه سريع ترين وسيله آبى- خاكى دنيا است) مى توان آن ها را به سرعت به نقطه درگيرى اعزام كرد. نيروى دريايى ارتش در كارنامه خود، نبرد ۲ ماهه با نيروى دريايى عراق را نيز دارد كه طى آن (تنها از ماه هاى مهر تا آذر۵۹) نيروى دريايى عراق را براى هميشه از روى خليج فارس محو كرد.
* نگاهى به توان ارتش در مانورهاى بزرگ اخير كشور
الف- مانور ضربت ذوالفقار
سال گذشته ارتش با اجراى مانور عظيمى با عنوان ضربت ذوالفقار در هوا، دريا و زمين قدرت خود را به نمايش گذاشت. در دريا اين نيرو با به كارگيرى گسترده نيروهاى خود، در منطقه اى به وسعت ۲۵۰ هزار كيلومتر مربع از شرقى ترين نقطه دريايى منطقه (خليج گواتر در غرب پاكستان تا خرمشهر در غرب خليج فارس) قدرت شناورها، هلى كوپترها و زيردريايى هاى خود را به نمايش گذاشت.
در بخش زمينى نيز نيروى زمينى تنها طى يك روز ۱۲۰ هزار نفر را جابه جا كرد كه اين رقم به معناى جابه جايى ۷ تا ۸ لشكر نيرو، فقط در يك روز است. (۹۰درصد ارتش هاى منطقه حتى از ۵ لشكر نيرو نيز برخوردار نيستند)
ارتش در اين مانور ۱۶ استان كشور را درنورديد و براى نخستين بار سربازان ايرانى از گلوله هايى استفاده كردند كه حتى از جليقه هاى ضدگلوله هم عبور مى كرد. نيروى هوايى ارتش نيز در اين مانور براى نخستين بار از جنگنده «صاعقه» ساخت ايران استفاده كرد. اين هواپيما كه شبيه اف-۵ است (البته اندكى بزرگتر و داراى ۲سكان عمودى شبيه اف-۱۸) در كنار صدها فروند، اف-،۱۴ ميگ ،۲۹ اف-،۷ اف-۴ و اف-۵ قدرت رزمى ايران را به نمايش گذاشتند.
ب- رزمايش پيامبر اعظم(ص)
رزمايش پيامبر اعظم(ص) در فروردين سال گذشته نيز حركت ديگرى از سوى ايران بود تا قدرت هاى خارجى را متوجه توان ايران كند. در اين عمليات كه به صورت مشترك ميان ارتش، سپاه وبسيج انجام شد ايران قدرت خود را در دريا، زمين و هوا نشان داد. ناظران معتقد بودند كه هيچكدام از قدرت هاى خاورميانه قادر به بكارگيرى اين ميزان نيرو در يك مانور نبوده و نيستند. موشك هاى حوت، ميثاق، كوثر و فجر در اين عمليات موجى از نگرانى را براى ارتش هاى مهاجم فرامنطقه اى به همراه داشتند. بويژه موشك هايى كه قادر است با سرعت ۱۰۰ متر بر ثانيه، هر شناورى را در يك چشم به هم زدن از بين ببرد. مانور دريايى رزمايش مذكور در عمق ۴۰ كيلومتر از نوار ساحلى ايران و به وسعت ۱۰۰ هزار مايل دريايى توان مشترك ارتش و سپاه را به نمايش گذاشت.
آنچه كه از ديد ناظران مخفى نماند، قدرت بالاى هلى برن ايران در اين عمليات بود. هزاران سرباز تكاور و چترباز در فرصت زمانى بسيار كوتاه در زير آتش سنگين واحدهاى هوايى و دريايى در سرپل هاى مقرر فرود آمدند اين درحالى بود كه حركت هواپيماى موسوم به «صاعقه» نيز كه از موتور قدرتمند بهره مى برد و همچنين از قدرت مانور بالايى نيز برخوردار بود در عمل به كارشناسان نظامى ثابت كرد كه ايران قادر به ساخت جنگنده است.
*نگاهى به بعضى جنگ افزارهاى جديد ساخته شده به وسيله ايران
۱- موشك ضد زره توفان ۲
اين موشك كه برضد تانك هاى با زره ضخيم به كار مى رود مى تواند تا ۹۲ درصد برخورد با هدف را تضمين كند و در ۲ مرحله ابتدا نفوذ كرده و سپس تانك را به آتش بكشد. اين موشك شبيه موشك تاو آمريكايى است و مى تواند تا ۷۶ سانتيمتر درون تانك نفوذ كند، بدين ترتيب قادر است حتى تانك ۸۰ تنى ام يك آ يك آمريكايى را به مانند پوسته تخم مرغ متلاشى كند. توفان ۲ در حال حاضر به صورت گسترده بر روى خودروهاى جنگى ارتش به كار مى روند.
۲- موشك دريايى كوثر
كوثر موشك هوشمندى به مانند كروز آمريكاست كه مى تواند از خشكى و يا دريا به سمت هدف پرتاب شود. اين موشك در اختيار ارتش است و مشابه آن را چين با عنوان (اف ـ ال ـ ۸) در اختيار دارد.
۳- موشك ضد كشتى نور
اين موشك نيز كه از موشك ضدكشتى كرم ابريشم چينى پيشرفته تر است قدرت تخريبى زيادى به مانند موشك هاى غربى نظير هارپون و اگزوست دارد. در مانور ذوالفقار اين موشك از يك ناو الوند (نيروى دريايى ارتش) شليك شد. برد اين موشك به ۱۲۰ كيلومتر افزايش يافته و ويژگى آن در تغيير دادن مداوم ارتفاع آن است، به طورى كه در لحظات آخر برخورد، براى فرار از دست تور پدافندى دشمن، در ۵ مترى سطح آب قرار مى گيرد و تنها پس از آن كه به عمق كشتى نفوذ كرد منفجر مى شود، سپاه نيز در كنار ارتش از اين موشك استفاده مى كند.
۴- موشك ضد كشتى رعد
غربى ها اين موشك را بسيار خطرناك مى دانند كه به دليل سرعت زياد امكان هرگونه تحرك را از شناور دشمن سلب مى كند. اين موشك ۸ مترى تا ۲۰۰ كيلومتر برد دارد و وزن سرجنگى آن بالاى نيم تن است.
* نتيجه گيرى
ارتش ايران شباهت زيادى به ملت ايران دارد. هر دو بدون ادعا بوده و جنگ طلب نيستند اما اگر لازم باشد روحيه صلح طلبى خود را كنار گذاشته و از خاك كشور دفاع مى كنند، اين كارى است كه ۲۶ قرن است انجام داده اند. ارتش ايران در سال هاى اخير تنها در مانورها ظاهر شده و هميشه سعى كرده در قالب يك مدافع بزرگ ملت ايران عمل كند. اين نيرو در ۱۵ سال اخير توأمان در مانورهاى مختلف قدرت خود را در نبردهاى كلاسيك و يا جنگ نامتقارن نشان داده و بدون اغراق عظمت آن، مى تواند بزرگ ترين «اطمينان دهنده» به ساكنان كشور عزيزمان باشد. واحد عظيمى كه در كنار سپاه و بسيج قدرت دفاعى ايران را به درجه اى افزايش مى دهد كه «خيال نفوذ سرباز مهاجم را حتى اگر نيروى متعلق به قدرت اول نظامى جهان باشد در مرحله آرزو باقى بگذارد.» شايد وجود چنين نيرويى باشد كه سبب شده تا دشمنان ما اوج تهديدشان تنها حمله از راه دور با موشك و يا بمباران از ارتفاع بسيار بالا باشد و كارشناسان نظامى غربى و روسى سال هاست به آمريكا هشدار مى دهند، انتقال نيرو به داخل فلات ايران به معناى باز كردن درهاى جهنم بر روى سربازان بر هنه آمريكايى است.
منبع : روزنامهي ايران
و سایت نظامی میلیتاری ( ایران نظامی)
هواپيماي F-111 ساخت جنرال دايناميكز، يك هواپيمای بمب افکن محسوب می شود که قادر است در نقش های متفاوتی چون بمبافكن استراتژيك ميانبرد، هواپیمای شناسايي و جنگندهء ضربتي به کار گرفته شود. اف111 در دههء 1960 وارد خدمت شده است. امروزه تنها كاربر F-111، نيروي هوايي سلطنتي استراليا (RAAF) ميباشد و اين كشور قصد دارد بمبافكنهاي F-111 خود را كه در استراليا با نام Pig شناخته ميشوند، تا سال 2010 در خدمت نگه دارد. استراليا، به تازگي، علاقمندي خود را جهت به خدمتگيري جنگندهء فوقپيشرفتهء F/A-22 یا F-35 جهت بازنشستگي F-111 ها، اعلام كرده است.
طراحی منحصر به فرد اف111، پیشگام معرفی تکنولوژیهای نوینی در عرصهء هواپیماهای نظامی محسوب گردید. از جملهء آنها میتوان به تكنولوژي منحصر به فرد بالهای متغیر، موتور توربوفن دارای پسسوز و سیستم راداری پنهان شدن در پوشش عوارض طبیعی زمین (Terrain Following Radar) جهت پرواز در ارتفاع پست با سرعت بالا را اشاره کرد.
طراحی اف111 از ابتدا بینقص و کامل بود، علیالخصوص برای مهندسین هوافضای روس که تا آن موقع، چنین هواپیمایی را مشاهده نکرده بود. بسیاری از سامانههایی که در اف111 براي اولين بار به کار گرفته شدند و ما امروزه آنها را پیش پا افتاده و عادی میدانیم، در زمان طراحی اف111، بسیار پیشرفته محسوب میشدند.
اف111 در ابتدا، با مشکلات عدیدهای دست به گریبان بود. در آن زمان، وزارت دفاع ایالات متحده، از اف111 توقع انجام ماموریتهای بسیار متفاوتی را داشت. از جملهء توقعات وزارت دفاع، به ماموریتهایی چون «رهگیر ناونشین» اشاره کرد که به عللی که توضیح خواهم داد، کنار گذاشته شد. (ماموریت رهگیر ناونشین، بعدها بر عهدهء جنگندهء بسیار موفق و پیشرفتهء اف14 تامکت گذاشته شد)

F-111B: یک جنگندهء ناونشین ناموفق
نیروی هوایی ایالات متحده، رسمن جنگندهء F-15E را جایگزین بمبافکنهای قدیمی F-111 نموده است؛ F-15E قرار است جهت انجام ماموریتهای ضربتی با دقت بالا مورد استفاده قرار گیرد. ضمن اینکه ماموریت بمباران سنگين با سرعت مافوق صوت نیز بر عهدهء بمب افکن سنگین B-1B Lancer نهاده شده است.
بمب افکن های B-1B در جریان جنگ سال 2003 با عراق که منجر به سقوط رژیم صدام گردید، بسیار موفق عمل کردند. بمب افکن های B-1 با استفاده از سیستم پرواز در ارتفاع پست، خود را به بغداد رساندند و مخفیگاه صدام در محلهء المنصور را با موشکهای کروز در آسمان حومهء بغداد هدف قرار دادند. (صدام 5 دقیقه قبل از این محل خارج شده بود)
لطفا ادامه مطلب را مطالعه نمائید

تسلیحات
تسلیحات T-90 شامل توپ 125 میلیمتری 2A46M بدون خان می باشد که قادر به شلیک انواع تسلیحات مانند توپ های HEAT (توپ انفجاری بسیار قوی زد تانک)، APDC (توپ زد زره)، HE-FRAG خرده های انفجاری قوی بعلاوه ی گلوله های انفجاری با فیوزهای زمانی می باشد. . این توپ دارای سیستم پر کن خودکار است و آن را بدون پیاده کردن برجک تانک براحتی می توان پیاده کرد. علاوه بر توپ 125 میلیمتری T-90 می تواند موشک هدایت شونده زد تانک 9M119 رفلکس ( کد ناتو AT-11 اسنایپر) را شلیک کند. برد این موشک 100 تا 4000 متر بوده که در عرض 11.7 ثانیه می تواند به دورترین فاصله مجاز خود برسد. از این سیستم موشکی برای مقابله با زره های واکنشی و حتی اهداف هوایی کم ارتفاع مانند هلیکوپتر تا برد 5 کیلومتر استفاده کرد. این سیستم موشکهای 9M119 یا 9M119M که دارای هدایت نیمه فعال لیزری است شلیک می کند. وزن این موشکها 23.4 کیلوگرم است. همچنین T-90 با مسلسلهای 7.62 میلیمتری و 12.7 میلیمتری زد هوایی تجهیز شده است. یک قبضه مسلسل کلاشنیکف AKS-74 نیز در قسمت انبار تانک نگهداری می شود. 
زره
T-90 با زره های معمولی و زره های انفجاری واکنشی (ERA) محافظت می شود. سیستم کمک رسانی دفاعی Shtora-1 ساخت روسیه نیز به پایداری تانک کمک می کند. این سیستم شامل پارازیت اندازهای گرمایی، سیستم هشدار دهنده لیزری با چهار دریافت کننده لیزری، سیستم نارنجک انداز دودی برای استتار تانک بعلاوه سیستم کنترل کامپیوتری می باشد. همچنین در T-90 از تجهیزات حفاظتی ش.م.ر(شیمیایی،میکروبی،رادیواکتیو) استفاده شده است.
کنترل آتش
T-90 دارای سیستم کنترل آتش اتوماتیک 1A4GT می باشد که شامل سیستم کنترل آتش روز 1A43 توپچی، آلت نشانه روی گرمایی TO1-KO1 توپچی دارای برد 1.2 تا 1.5 کیلومتری تشخیص هدف و نمایشگر PNK-S فرمانده است. خود سیستم 1A43 نیز شامل آلت نشانه روی/ فاصله یاب با کانال هدایت موشک، اندازه گیر باد، کامپیوتر 1V528 و تثبیت کننده تسلیحات 2E42-4 می باشد. آلت نشانه روی PNK-4S فرمانده شامل آلت نشانه روی روز/شب با برد تشخیص هدف 800 متر در روز و 700 متر در شب می باشد. راننده نیز با نمایشگر فروسرخ دید در شب TVN-5 مجهز می شود. 
رانش
T-90 از موتور V-84MS با قدرت 840 اسب بخار پیستونی چهار زمانه نیرو می گیرد. این موتور از انواع سوخت مانند کروسین (نفت سفید) و بنزین بعلاوه دیزل می تواند استفاده کند. در مجموع 1600 لیتر سوخت را این تانک می تواند حمل کند که منابع آنها با زره های مناسب محافظت می شوند.
یک خانواده از تفنگهای استراتژیک با کاربری چند گانه برای نیروهای دریایی . زمینی و هوایی
میباشد. این خانواده دارای ۳ عضو اصلی است.
sig 550: جنگ افزار استاندارد طراحی شده برای پشتیبانی از دسته های نظامی
sig ۵۵۱: جنگ افزار چند منظوره ویژه نیرو های نظامی و واحد های ویژه
sig 552: تفنگ فشرده و کوچک کاماندویی باقابلیت حمل اسان برای گروهای متحرک
لطفا ادامه مطلب را مشاهده نمائید

«باب الراد»مسئول پروژه ی ساخت وتوسعه ی "اف-35"صراحتاً اعلام می کند که چند روزی از برنامه ی تعیین شده عقب هستند.فقط چند صد متر دورتر از دفتر وی در سالن عظیم تولید ، اولین قطعات بزرگ زیر مجموعه ی نمونه ی اولیّه ی "اف-35 ای-1"را می توان دید.در حالی که اصلاحات جدید برای ساده تر کردن پروسه ی نگهداری ماکت هواپیما در حال بررسی است ؛تکنسین ها در حوزه های مختلف مشغول کار بر رویقسمت جلویی بدنه هستند که روی نگهدارنده ی قابل چرخش قرار دارد.کفی کاکپیت قبلاً نصب شده است و اکنون نوبت اولین دسته از سیم کشی هاست که باید انجام شود.
در گوشه ی دیگری از سالن ، سازه ی اسپار(تیرهای طولی بال که بیشترین بار ناشی از پرواز را حمل می کنند)ورایب(قطعات عرضی بالدر طول وتر بال به شکل ایر فویل که قسمتی از بار پرواز را تحمل می کند)بال قرار داردکه با دوازده متر پهنا بر پهلوی خود روی قید "جیگ"بسته شده است




